مورخان

حراج انسان نوشته ولی اله قهرمانی اصل منتشر نشده
نویسنده : ولی اله قهرمانی اصل - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸٧
 

 

 

 

می گویند دیوانه شده!

 

آن روزفرزند زودتر از مادر به خانه رسیده بود.خانه ای تاریک که یک روزنه داشت و پنجره ای بسیار کوچک که از ترس دزدها در حدود دو متری  دیـــوار خانه تعبیه شده بود و تقریباً چسبیده به سقف؛ و نیز دربی که انسان می توانست از آن با دولا شدن رد شود. بـرای اینکه خانه در زمستان گرم بماند سطح خانه حدود یک متر از سطح حیاط  پایین تر بود و بایستی با پله وارد خانه می شدی. این خانه همة ثروت مادر و فرزندش را شامل می شد و از پدر فقـط  همین خانه به ارث مانده بود. در یک طرف خانه لوازم گرمایشی زمستان جمع آوری شده بود و در طرف دیگر وسایل خواب و خوراک. این خانه هم انباری بود، هم اتـــاق خـــواب بود، هم اتاق پذیرایی بود، هم حال بود، هم آشپزخانه؛ چه می گویم! غیر از توالت  همه چیز مادر و فرزند، آن خانه بود!

          “علی ! آمده ای فرزند!” صدایی آرام و خسته از کار روزانه با “آری”


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
حراخ انسان نوشته ولی اله قهرمانی اصل منتشر نشده
نویسنده : ولی اله قهرمانی اصل - ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸٧
 

 

 

 

می گویند دیوانه شده!

 

آن روزفرزند زودتر از مادر به خانه رسیده بود.خانه ای تاریک که یک روزنه داشت و پنجره ای بسیار کوچک که از ترس دزدها در حدود دو متری  دیـــوار خانه تعبیه شده بود و تقریباً چسبیده به سقف؛ و نیز دربی که انسان می توانست از آن با دولا شدن رد شود. بـرای اینکه خانه در زمستان گرم بماند سطح خانه حدود یک متر از سطح حیاط  پایین تر بود و بایستی با پله وارد خانه می شدی. این خانه همة ثروت مادر و فرزندش را شامل می شد و از پدر فقـط  همین خانه به ارث مانده بود. در یک طرف خانه لوازم گرمایشی زمستان جمع آوری شده بود و در طرف دیگر وسایل خواب و خوراک. این خانه هم انباری بود، هم اتـــاق خـــواب بود، هم اتاق پذیرایی بود، هم حال بود، هم آشپزخانه؛ چه می گویم! غیر از توالت  همه چیز مادر و فرزند، آن خانه بود!

          “علی ! آمده ای فرزند!” صدایی آرام و خسته از کار روزانه با “آری”


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
داستان خیالی ماهواره
نویسنده : ولی اله قهرمانی اصل - ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸٧
 

 

تلفن را که برداشت از صدایش فهیمد که ساسان فرزند علی، همسایشان، است: پدرم می گوید امشب بیایید دور هم باشیم.

سالها بود رفت و آمد خانوادگی داشتند  و با همدیگر تعارف نداشتند؛ در جشن و ماتم ومـراسم احساس غربت در خانواده همدیگر نمی کردند.

آزاده : باشد، به بابات سلام برسان و بگو انشاء ا ساعت 8 شب خانه شما هستیم.

گوشی را گذاشت و محمدعلی را صدا کرد و گفت : بروید آماده شوید که امشب مهمان همسایه ایم.

بفرمایید، خیلی خیلی خوش آمدید؛ آزاده خان! زهرا کو!

آزاده دستی به پشت علی زد و گفت : بیا بالا ، دارند می آیند.

سالن پذیرایی که با مبل و گل و فرش دست باف تزیین شده بود با نوری ملایم آرامش خاطر انسان را دو چندان می کرد. رنگهای متناسب فرش و گلهایی که از گوشه طاقچه ها آویزان بودند طوری انتخاب شده بودند که انگار طراح سالن پذیرایی دوره ای را در دانشگاه هنرهای زیبا گذرانده است؛ ساده ولی زیبا.

علی خود را به آزاده چسباند و یواشکی پرسید : ببینم آزاده تا به حال ماهواره دیده ای!

آزاده که از این سئوال همسایه اش جا خورده و متعجب شده بود،‌گفت : چطور مگر! حداقل در تلویزیون دیده ام و در مجلات و روزنامه ها هم خونده ام.

علی در حالی که تکه ای از خیار را قورت می داد ژست افراد روشنفکر را به خود گرفت و با حالت کمی مغرورانه گفت : دنیا پیشرفت کرده ما خبر نداریم ! همین جا بنشین و در عین حال با صدها کانال تلویزیونی دنیا ارتباط برقرار کن! اصلاً می دانی برخی از اخبار و گزارشها را بعضی از کانالها بهتر تفسیر می کنند و ریزه کارها را بیان می دارند؛ مشکل در این است که ما زبان اغلب کانالها را نمی دانیم.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
شعر در رثای دکتر میلانی
نویسنده : ولی اله قهرمانی اصل - ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸٧
 

 

 

 

 

 

 

یا حق

در رثـای استاد دکتر میلان*

 

دل ز کف بیرون شده غم خوار استادم هنوز

 

من یکــی دلداده و دلــدار استادم هنوز

می نــویسم چند بیتـی از بــرای خصلتش

 

مـن یکـی مــدهوش آن کردار استادم هنوز

گـــرچه مـــردن حــق بـود، با چشم دل

 

دیــده بــر در منتظــرْ دیــدار استادم هنوز

مهــر او مـشق شبــم بــود ای فسـوس

 

از بــــرای مـشق شـبْ بیدآر استادم هنوز

حلقه ی عشق و محبت از برایم داده بود

 

من به دور حلقه اش دوّار استـــادم هنـــوز

ارشــده سجـاده ام نمنـاکْ تـــردیدی  نبود

 

در هوای دیدن رخسار استادم هنوز

حسن خلق و هم نجابت بهر ما آورده بود

 

مــن یکـی پیگیر آن  رفتــآر استادم هنوز

غیـــر اشــک و آه و حســرت خــون دل

 

می  ندارم دیده ها خونبار استادم هنوز
ج

یــاد بــاد آن چهرة معصوم وهم بی غش او

 

مــن به یــاد چهـره اش بیمار استادم هنوز

یــاد بـاد آن درس تاریخش هم اینک حسرتا

 

مــن یکــی شیـدای آنْ گفتار استادم هنوز
ج

در رثـایش سورة رحمان و یـاسین  خوانده ام

 

آیة‌ جناتِ تجریْ تحت الانهآر استادم هنوز

شعرهایم بهــر نسیان و فراموشی نبود

 

عشق بازی باشداین با خاطرو افکار استادم هنوز
ج

مــی کنــم اینک سلامت ای عزیز نازنین

 

گر قبـول افتد زمن غم خوار استادم هنوز

مهـــر تــو در دل نمیرد نازنین استاد من

 

گر رود از دیدگانم دفتر و دستار استادم هنوز

پنج تن ال عبا و صادق آن بحر علوم

 

شافع روز جزایت  خواهم ازْ دادار استادم هنوز

ماه فروردین بسال سیصدوهشتادوسه هم یک هزار

 

شــد نقـابــش خاک و من خمّار استادم هنوز

 

ولی اله قهرمانی اصل

23/1/83

  • استاد تاریخ دانشگاه آزاد اسلامی واحد شبستر که در ارمنستان در گذشت.

 

 


 
comment نظرات ()
 
علل تغییرات دینی ایلخانان
نویسنده : ولی اله قهرمانی اصل - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸٧
 

                                ((خلاصه مقاله))

هر چند نوشتن و گفتن وشنیدن از دوره ای که بیگانگان، آنهم با کشتار و ایجاد رعب و وحشت، بر مملکتی که مردمش مردمی تمدن ساز بوده و به مملکت خویش عشق می ورزیده بسی مشکل است و کتمان تعصب بسی مشکلتر؛ ولی واقعیتها را هرچند تلخ باید پذیرفت و از گذشته عبرت گرفت هر چند از وقایع تلخ.

سلسله ایلخانان که توسط نوادگان چنگیزخان در ایران بنیانگذاری شد، یکی از نادر سلسله های بیگانه بود که توانست یادگارهایی از خود به جای گذارد. مردم از یادگارهای کسانی که به مرام،عقیده و باورهای اجتماعی آنها ارج نهند ارزش می گذارند و از آنها نگهداری می نمایند.

مغولان – که در تاریخ به شمن پرست بودن مشهورند- به خدای یگانه ونیز جهان بعد از مرگ اعتقاد داشتند. به موضوع اخیر می توان از نحوه خاکسپاری خان مغول"هلاکو" که همراه او چند دختر خوبروی را نیز دفن کردند، پی برد.

سوالی که عارض می شود این است: آیا خانهای مغول برای ادامه زمامداری و حاکمیت تظاهر به مسلمانی می کردند و به سایر ادیان به دیده احترام می نگریستند ویا اینکه جبر"مدارای چنگیزی"- که همچون آیه ی  منزلی بوده که جانشینانش باید به مورد اجرا     می گذاشتند – آنان را مجبور به این کار می کردند؟می توان گفت هر دو تاثیر گذار بوده است.

نکته دیگراینکه به نظر می رسد خانهای مغول به احترام ایرانیان به دین و اعتقاد به نیروی "فره ایزدی"در پادشاهان- که بیشتر نشأت گرفته از دین پادشاهان بود- پی برده بودند.

حضور "غازان خان" همچنین "الجایتو"در صحنه دینی ایرانیان و مسلمان شدن نامبردگان نقطه عطفی در تاریخ ایران است . چه؛ "غازان خان" بتخانه ها را ویران و مساجد را آباد و نیز اقدام به ساختن "دارلسیاده"نمود. این اعمال نشان دهنده این است که خان مغول با گذشت زمان به پیروان ادیان احترام قایل بودند هر چند نوساناتی در طول حکومت آنان وجود داشته است.

نباید از ذهن دور داشت که شکست مسلمانان و کشته شدن خلیفه آنان، مسلمانان را سرخورده و آنان را به سوی گوشه گیری و تصوف کشاند که به رگه هایی از آن در کشورهای مسلمان آنزمان و خصوصاً ایران می توان پی برد.

 

 


 
comment نظرات ()
 
قرارداد 1907
نویسنده : ولی اله قهرمانی اصل - ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸٧
 

خلاصه مقاله

 

 

                       عنوان مقاله: زمینه ها و علل انعقاد قرار داد 1907                                                 

 

 

                                                                                                    "علاء الدوله که معروف بود مرد دل سختی است

                                                                                                                              در آن مجلس سر خود را به دیوار می زد و بی اختیار

                                                                                                                          گریه می کرد."*

 

 

           ظهور قدرتهای بزرگ امپراطوری در دهه های پایانی قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم در اروپا و رقابت آنها در زمینه های سیاسی، اقتصادی و علمی، مردان ناآرام اروپا را بر آن داشت تا این رقابت را از قاره اروپا خارج و به سراسر جهان تسری دهند. در این میان وحشت از قدرت روزافزون امپراطوری آلمان قدرتهای بزرگ اروپایی را بیش از پیش به چاره اندیشی وا داشته بود. در خصوص تفوق قدرت امپراطوری آلمان"همین بس که "صدها دانشجو از انگلستان، فرانسه و ایالات متحده برای کسب درجات عالی دوره دانشگاههای آلمان و بردن"روشهای آموزشی عالی تر آلمان به کشورشان**" به این کشور اعزام شدند.

هیجان ترس از امپراطوری آلمان، حفظ منافع انگلستان در هند و جلوگیری از دسترسی روسیه _که خود قدرتی محسوب می شد _ به دریای عمان ، دو رقیب و دشمن دیرینه، فرانسه و انگلیس، را – که اینک مشکلات خود را در آفریقا نیز حل کرده بودند – در کنار هم قرار داد و موجب شد با وساطت فرانسه در پطرزبورگ قراردادی بین دولتین روس و انگلیس منعقد گردد. بر طبق قرارداد 31 اوت 1907 تبت به روسیه و افغانستان به انگلیس واگذار گردید؛ ایران هم به سه منطقه تقسیم گردید: منطقه نفوذ روسیه، منطقه نفوذ انگلیس و منطقه بی طرف.

        سئوال این است:چگونه ممکن است بدون اطلاع و حضور نماینده یک کشور در مورد سرنوشت آن کشور تصمیم گرفت و به مورد اجرا گذاشت!؟ در خصوص قرارداد 1907 علاوه بر علل پیشگفت علل دیگر نیز دخالت داشته اند: ضعف قدرت مرکزی، ظلم و زور و تعدی شاهزادگان و حاکمان محلی، ضعف نظامی، اختلالات مذهبی و قومی، عدم وجود رهبری واحد در انقلاب مشروطه که بر بی ثباتی کشور افزوده بود، عقد قراردادهای مختلف و دادن امتیازهای سودآور به بیگانگان(خصوصاً روس و انگلیس )، جدا شدن قسمتهایی از سرزمین ایران، اخذ وامهای سنگین به بهانه دیدار از فرنگ توسط شاهان قاجار و در نهایت عدم صداقت دولت با مردم. باید گفت مسائل داخلی ایران به طور مرتب و به طرق گوناگون و اغلب محرمانه به کشورهای روس و انگلیس گزارش می شده است.


 
comment نظرات ()
 
ادبیات سخت لاریجانی
نویسنده : ولی اله قهرمانی اصل - ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸٧
 
ادبیات سخت لاریجانی
گفته های علی لاریجانی، مترجمین سازمان ملل و خوانندگان نشریات اروپایی را دچار سرگیجه مفرط تاریخی کرد.

علی لاریجانی: " با نشان دادن « لولو» ی شورای امنیت، مردم ایران رو به قبله نمی شوند " .

ترجمه نیوزویک:
علی لاریجانی گفته است که اگر شورای امنیت مثل موجوداتی که بچه ها را می ترسانند ظاهر شود، مردم ایران به سوی قبله مسلمانان جهان دراز نمی کشند.


ترجمه نشریه اسپانیایی ال پائیس:
علی لاریجانی گفت که اگر شورای امنیت چیز ترسناکی را هم به ایرانیان نشان دهد، باز هم مردم ایران به سوی عربستان سعودی نمی خوابند.


ترجمه نشریه فرانسوی اومانیته:
علی لاریجانی گفت که دراز کشیدن ایرانیان به سوی مرکز اعتقادات مسلمانان بستگی به این دارد که آنها از موجودات افسانه ای بترسند، این یک داستان ایرانی است.

منبع: ایران

 
comment نظرات ()
 
ما و خودمان نوشته ولی اله قهرمانی اصل
نویسنده : ولی اله قهرمانی اصل - ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸٧
 

کتابی است در باره علل عقب ماندگی ما


 
comment نظرات ()